طرحواره هامجله فرزانش

طرحواره وابستگی

این بیماران، خودشان را افرادی درمانده و کودک وار نشان میدهند. آنها احساس می کنند توانایی مراقبت از خودشان را ندارند، در زندگی بسیار درمانده اند و خود را در مقابله با مشکلات، بی کفایت می بینند.

 

این طرح واره دو بعد دارد: بعد اول، بی کفایتی است: چنین بیمارانی، اعتمادی به تصمیم ها و قضاوتهای زندگی روزمرهٔ خود ندارند. آنها از این که به تنهایی تغییر کنند، می ترسند و به شدت از تغییر، نفرت دارند. آنها نمی توانند کارهای جدید را خودشان به صورت تنهایی انجام دهند و معتقدند به کسی نیاز دارند تا به انها نشان دهد که چه کارکنند. چنین بیمارانی احساس می کنند، مانند کودکان کم سن وسال، برای زنده نگهداشتن خود به والدین نیازمندند و بدون کمک آنها ممکن است بمیرند.

 

در شکل افراطی این طرح واره، بیماران معتقدند نمی توانند برای خودشان، غذا، لباس و سرپناهی فراهم .کنند، مسافرت بروند یا کارهای سادهٔ زندگی روزمره را انجام دهند دومین بعد، یعنی وابستگی به دنبال بعد اول پدید میآید.

 

“ایده اصلی آنها این است: من بی کفایتم، پس باید به دیگران وابسته شوم.”

 

ریشه‌های تحولی طرحواره وابستگی

– حمایت زیاد والدین

– تصمیم‌گیری والدین به جای کودک

– والدین ترسو و نگران

– سرزنش کردن کودک به خاطر تصمیمات اشتباهی که گرفته است

– امر و نهی زیاد والدین

 

ریشه های تحولی حمایت افراطی

– حمایت های افراطی والدین به عنوان ریشه تحولی وابستگی فرزندان

– والدین سخت حمایت گرند و خیلی به سن شما توجه نمیکنند. شما در هر سنی که باشید آنها با شما چنان رفتار میکنند که انگار بچه ای کم سن و سال هستید.

– والدین به جای شما تصمیم میگیرند.

– والدین مراقب تمام جزئیات زندگی شما هستند. در مراقبت از شما چنان افراط میکنند که شما هیچگاه یاد نمیگیرید از خودتان مواظبت کنید.

– والدین تکالیف درسی شما را انجام می دهند.

– والدین به شما هیچگونه مسئولیتی نمی دهند یا چنان با شما رفتار میکنند که آب در دلتان تکان نمی خورد و اصلا به زحمت نمی افتید.

– به ندرت از والدین خود جدا می شوید و هیچگاه حس نمی کنید آدم مستقلی هستید.

– والدین عقاید و نظرات شما را مسخره میکنند و توانایی شما را برای انجام وظایف و تکالیف روزمره به مسخره میگیرند و انتقاد میکنند.

– زمانی که شما وظایف جدیدی بر عهده میگیرید، والدین با نصیحت و امر و نهی زیاد، موی دماغ شما می شوند.

– والدین در خانه چنان شرایط راحتی را برای شما ایجاد میکنند که تا زمانی که خانه را ترک نکرده اید با ناکامی و سختی مواجه نمی شوید.

– والدین ترسوی شما مدام درباره خطرات زندگی به شما هشدار و اخطار می دهند.

 

ریشه های تحولی وابستگی در حمایت تفریطی(حمایت اندک)

– حمایت اندک والدین به عنوان ریشه تحولی وابستگی فرزندان

– والدین نتوانسته اند به شما درست کمک کنند یا راهنمایی خودشان را از شما دريغ داشته اند.

– مجبور بودید به تنهایی تصمیم هایی بگیرید که فراتر از شرایط سنی شما بودند.

– مجبور بودید در خانواده تان مثل آدم بزرگسال رفتار کنید با وجود اینکه بچه بودید.

– از شما انتظار می رفت که بعضی کارها را انجام بدهید، یا بعضی مطالب را بدانید در صورتی که دانستن این مطالب و توانایی انجام این کارها، فراتر از عقل و درک شما بودند.

 

نشانه‌های طرحواره‌ وابستگی

– احساس می‌کنم نمی‌توانم به تنهایی از پس کارهای روزمره‌ام برآیم.

– معتقدم که دیگران بهتر از خودم می‌توانند برایم تصمیم بگیرند.

– همیشه در تصمیم‌گیری‌هایم تردید دارم و دوست دارم کسی باشد که به جای من تصمیم بگیرد.

– احساس می‌کنم برای این‌که بتوانم مشکلاتم را حل کنم نیاز به کسی دارم که همراهی‌ام کند.

– وقتی با مسئولیت‌های روزمره روبه‌رو می‌شوم، یک بچه به نظر می‌رسم.

 

نشانه های تله زندگی وابستگی در شغل و روابط صمیمی

– شما همیشه به دنبال فردی قوی تر و عاقل تر هستید تا در مسایل شغلی دست شما را بگیرد.

– موفقیتهای شغلی تان را دست کم میگیرید و عیبها و اشتباهات شغلی تان را بزرگنمایی میکنید.

– از پذیرش چالش های شغلی جدید اجتناب میکنید.

– تصمیم گیریها را به همسرتان واگذار میکنید.

– تصمیم گیریهای مالی مربوط به شغل را به همسرتان واگذار می کنید.

– شما انگار ستاره دنباله دار همسر یا والدین تان هستید.

– شما در مقایسه با همسالان تان به والدین خود خیلی وابسته هستید.

– از تنهایی می ترسید و از تنها مسافرت رفتن خودداری میکنید.

– نگرانیها و ترسها دست از سر شما برنمی دارند.

– در بسیاری از حوزههای زندگی که نیازمند به کارگیری مهارتهای چاره گشایی هستند، عملا هیچ کاری از دست نان برنمی آید.

– در هیچ دورهای از زندگی تان، تنها زندگی نکرده اید.

 

رفتارهای معمول این بیماران

– کمک خواهی از دیگران،

– پرس و جوی مداوم راجع به نحوه انجام کارهای جدید

– اطمینان طلبی مداوم راجع به تصمیم ها

– ناتوانی در تنهایی سفر کردن

– ناتوانی در مدیریت مالی

– کنار گذاشتن کارها

– خودداری از پذیرش مسؤولیت های اضافی (مانند ارتقاء شغلی) و اجتناب از قبول وظایف جدید.

 

علائم خطر در همسر یا نامزد

– همسرتان عین پدر و مادر تان است: قوی و حمایتگر.

– به نظر میرسد که همسرتان از مراقبت از شما لذت می برد و با شما طوری رفتار می کند که انگار بچه هستید.

– شما به قضاوت های نامزد تان بیشتر از قضاوت های خودتان اعتماد دارید. بنابراین او بسیاری ازتصمیم ها را می گیرد.

– همسرتان زمام تمام امور زندگی را در دست میگیرد و شما در کنار او احساس می کنید در حاشیه قرار گرفته اید.

– همه کارهای مربوط به خانه را او می گرداند و مدیریت کاملاً بر عهدهٔ اوست.

– او از علایق، سلیقه ها و کفایت شما در انجام وظایف روزمره، سخت انتقاد می کند.

– وقتی که مسئولیت ها یا کار جدیدی بر عهده می گیرید همیشه نظر او را می خواهید حتی اگر او در این حوزه هیچ تجربه، دانش و مهارتی نداشته باشد.

– همسرتان چنان بر زندگی سیطره دارد و چنان امور زندگی را در قبضه گرفته است که شما عملاً در زندگی هیچ کاره هستید.

– همسرتان از چنان اعتماد به نفسی برخوردار است که آثار هیچ گونه نگرانی و آسیب پذیری در کارهایش دیده نمی شود و همیشه نشان میدهد که فردی قدرتمند و توانمند است.

 

نکاتی برای رهایی از طرحواره وابستگی

۱- در خود این نکته را هضم کنید که هیچ کس قرار نیست شما را نجات دهد. شما غرق شده نیستید که کسی نجاتتان دهد.

۲- عضلات تصمیم گیری خود را تقویت کنید. از تصمیمات کوچک شروع کنید. هر کسی می تواند اشتباه کند. از اشتباه نترسید.

۳- دایره دوستی خود را بیشتر کنید تا به یک نفر وابسته نباشید. منظور این است که روابط خود را بیشتر کنید تا به یک نفر وابسته نشوید.

۴- اگر در رابطه دوستی یا روابط اجتماعی احساس کردید دارید به کسی وابسته می شوید کمی از او دوری کنید.

۵- برای خود هدفی تعیین کنید که برایتان ارزشمند باشد و شما را از وابستگی به دیگران دور کند.

 

روش‌های پاسخ به طرحواره وابستگی بی کفایتی

هنگام فعال‌سازی طرحواره وابستگی بی کفایتی سه روش وجود دارد که اغلب شما با استفاده از یکی از این روش‌ها به موقعیت‌های مختلف واکنش نشان می‌دهید.

 

تسلیم شدن

از دیگران می‌خواهید تصمیمات مهمی برای شما بگیرند. به این ترتیب از مسئولیت تصمیم‌گیری و عواقب اتفاقات خوب و بد ناشی از آن، خودتان را معاف می‌کنید.

 

اجتناب

از آنجا که نسبت به دستاوردهای خود بسیار احساس ناامنی می‌کنید، از یادگیری چیزهای جدید خودداری می‌کنید. مثلاً حتی اگر خودتان گواهینامه رانندگی داشته باشید، اجازه می‌دهید شخص دیگری شما را به مقصد برساند. دیگران تصمیم می‌گیرند که برای شام چه چیزی بخورید، کجا بروید و چه لباسی بپوشید. به این ترتیب، شما خود را از زندگی دلخواهتان محروم می‌کنید.

 

جبران افراطی

شما نمی‌توانید از کسی کمک بخواهید. زیرا خود را متقاعد می‌کنید که باید همه کارها را به‌تنهایی انجام دهید. به این ترتیب از افراد مهم اطراف خود دور می‌شوید.

 

اهداف درمان

هدف درمان، افزایش حس کفایت بیمار و کاهش وابستگی او به دیگران است. برای افزایش حس کفایت بیمار، معمولا هم “آموزش اعتماد به نفس لازم است و هم “مهارت آموزی. کاهش وابستگی بیمار مستلزم تلاش او برای انجام کارها به تنهایی است. وضعیت مطلوب، این است که بیماران از وابستگی ناسالم خود به دیگران دست بردارند.

 

کنار گذاشتن وابستگی، کلید موفقیت درمان است. درمانگر باید بیماران را به سمت این اهداف سوق دهد: کمک خواهی از دیگران را قطع کنند، وظایفشان را خودشان انجام دهند، اشتباهات خود را درحین یادگیری کارها بپذیرند، پشتکار نشان دهند تا موفق شوند و به خودشان ثابت کنند که میتوانند برای مشکلات خود، راه حل ارائه دهند. بیماران از طریق کوشش و خطا، یاد میگیرند که به جای بی اعتنایی به قضاوتها و حدسهای خود، به آنها اعتماد کنند.

 

درمان طرحواره وابستگی

وابستگی به دو صورت است:1- وابستگی به صورت عاطفی. 2- وابستگی به صورت فکری.

 

برای درمان طرحواره وابستگی باید تغییرات اساسی در سه جنبه‌ی زیر ایجاد شود:

1- باورها

2- کودک درون

3- الگوهای رفتاری

 

– شخص وابسته خود را بی‌عرضه و ناتوان می‌داند و همین باور باعث می‌شود دچار یک خطای فکری شود که احساس کند از بقیه‌ی افراد کم‌تر است و باید شخصی دیگر باشد تا او بتواند به زندگی خود ادامه دهد.

– به دنبال این نباشید که مسئولیت شادی خود را به دیگران بسپارید. تلاش کنید خودتان از خودتان مراقبت کنید.

– تلاش کنید زمان بیشتری به خود اختصاص دهید و در حالی که با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید به نیازهای خود هم توجه بیشتری کنید.

– هر چیزی را که به شما لذت می‌دهد پیدا کنید و به آن توجه کنید. سرگرمی‌های فردی خود را مشخص کنید و خودتان به خود انگیزه دهید.

-کودک آسیب‌پذیر درون را پیدا کنید. گاهی به خود رجوع کنید و ببینید چه جملاتی به خود می‌گویید.

– دوست داشتن خود را تمرین کنید. به خود جملات محبت آمیز بگویید.

– منتظر ناجی نباشید، خودتان شروع کنید.

– تلاش کنید بعضی از کارهایی را که قبلا با کمک دیگران انجام می‌دادید اکنون به تنهایی انجام دهید.

– روزانه چندبار نفس عمیق بکشید و با هر دم و بازدم تصور کنید که اعتماد به نفستان بالاتر رفته است.

یکی از بهترین کارهایی که هر شخصی باید انجام دهد تقویت بعد استقلال خود است. شما می‌توانید از دیگران نظر بخواهید ولی تصمیم نهایی را خودتان بگیرید.

 

احتمال وجود این طرحواره در شما در صورت پاسخ مثبت شما به این سوالات دارد:

۱. من برای کنار آمدن با شرایط روزمره دچار مشکلم.

۲.برای گذراندن زندگی به افراد دیگری احتیاج دارم.

۳.تصمیم‌گیری برایم سخت است.

۴.من عقل چندانی ندارم.

۵.من به قضاوت خودم اعتماد ندارم.

۶.من دائماً از مردم کمک و مشاوره می‌خواهم.

۷.من تعلل می‌کنم و پرداختن به کارهای مهم را به تعویق می‌اندازم.

۸.من نگران هستم و نمی‌دانم اگر مشکلی پیش آمد، باید چه کار کنم.

۹.من بیش از حد در مورد مشکلات به‌وجود آمده نگران هستم.

۱۰.احساس می‌کنم هیچ کنترلی در زندگی‌ام ندارم.

 

0

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

کلینیک فرزانش

کلینیک روانشناسی فرزانش با هدف ارائه خدمات روانشناسی در دو حیطه درمان و آموزش، کار خود را آغاز نموده است. هدف ما بهبود نگرش ذهنی، بالا بردن سطح سواد عمومی و توانمند ساختن افراد از طریق آموزش تخصصی می باشد و همواره به ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده می اندیشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا