طرحواره هامجله فرزانش

طرحواره شکست

اعتقاد به این که فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و این که شکست برای او اجتناب ناپذیر است. فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت (مثل تحصیل، شغل، ورزش و…) غالباً احساس بی کفایتی میکند. اغلب شامل این باور است که شخصی، دیوانه، بی استعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران، موفقیت کمتری دارد. اغلب مواقع حسرت گذشته یا شانس بد خود را می خورند و تلاش می‌کنند جامعه یا دیگران را مقصر ناکامی‌های خود بدانند. در روابط با دیگران هم به یکی از صورت‌های زیر هستند:

1- یا اصلا خود را قبول ندارند و یا همیشه فکر می کنند دیگران کارها را بهتر انجام می دهند.

2- سرگردان است و دنبال هدف و برنامه ریزی برای موفقیت نیست .

3- و یا پیشرفت های دیگران را بی ارزش جلوه می دهند و یا تلاش می کنند به گونه ای بی نقص کارها را به سرانجام برسانند و چون نمی توانند دچار استرس فراوان می شوند.

 

ریشه های تحولی تله زندگی شکست

1- با بچه های دور و بر خودتان احساس بیگانگی می کرده اید. به دلیل اینکه مهاجر بوده اند و یا خانواده شما از نظر سطح اقتصادی و تحصیلات از خانواده همسن و سالهایتان پایین تر بوده اند، در مقابل بچه ها احساس حقارت میکرده اید و این کمبودها را نوعی خفت و خواری می دانسته اید.

2- شما چه در حوزه تحصیلی و چه در حوزه ورزش مثل همسن و سالهایتان نبوده اید و در این زمینه سخت در چنبره احساس حقارت گیر افتاده اید. شاید به دلیل ناتوانی در یادگیری، حواس پرتی یا بی نظمی از همسن و سال های خود عقب افتاده اید. درنتیجه برای فرار از تحقیرشدگی دست از تلاش برداشتید (این تله زندگی ممکن است به تله زندگی طرد اجتماعی ربط داشته باشد).

3- هم پدر و هم مادر یا یکی از آنها فوق العاده موفق بوده است و شما در مقایسه با او به این نتیجه رسیده اید که هیچگاه نمی توانید طبق معیارهای بلند پروازانه او به موفقیت دست یابید. بنابراین دست از تلاش و طلب برداشته اید ( این تله زندگی ممکن است به تله زندگی معیارهای سخت گیرانه ربط داشته باشد).

4- والدین شما (اغلب پدر) از عملکرد شما در زمینه تحصیلی، ورزشی و سایر حوزه ها انتقاد کرده اند. پدر یا مادرتان، اغلب شما را کودن، ابله و دست و پا چلفتی خطاب می کردند و در قبال شما رفتار توهین آمیزی داشته اند (احتمالا این تله زندگی با تله زندگی نقص / شرم ارتباط نزدیکی دارد).

5- متوجه شدید که یکی از والدین یا هر دوی آنها اصلا به موفقیت های شما توجهی ندارند یا بدتر اینکه موفقیت شما را برای خودشان تهدیدی تلقی میکرده اند. احتمالا با شما به رقابت طلبی برخاسته اند و می ترسیده اند که مبادا موقعیت شما باعث شود مصاحبت و همراهی شما را از دست بدهند (این تله زندگی شما ممکن است به تله های زندگی محرومیت هیجانی یا وابستگی ربط داشته باشد).

6- در جو خانواده شما به شدت با خواهرها و برادرهایتان مقایسه می شده اند و به تدریج به این اعتقاد راسخ رسیده اید که در زمینه موفقیت نمی توانید به گرد پای خواهر و برادرتان برسید. به همین دلیل عطای تلاش را به لقای آن بخشیده اید.

7- والدين شما برای پیشرفت به اندازه کافی برای شما محدودیت و نظم قائل نمی شده اند. در اثر این کار والدین، شما مسئولیت پذیری و خویشتنداری را یاد نگرفتید. بنابراین برای یادگیری مهارتهای تحصیلی و انجام تکالیف، نظم نداشتید و به محض کوچکترین ناکامی، دست از کار می کشیدید(این تله زندگی ممکن است به تله زندگی استحقاق ربط داشته باشد).

 

نشانه های تله زندگی شکست

1- برای کسب مهارت شغلی لازم هیچ تلاشی نمیکنید ( مثل اتمام تحصیلات، مطالعه روزآمد یادگیری مهارتهای تخصصی). به دنبال موفقیتهای سریع و بزرگ هستید یا تلاش میکنید با اغراق در برخی از ویژگی های خودتان، دیگران را گول بزنید که آدم موفقی هستید.

2- شغلی انتخاب می کنید که در سطح استعداد شما نیست (مثلا با اینکه تحصیلات خود را در سطح عالی ادامه داده اید و در ریاضی استعداد خوبی دارید، اما راننده تاکسی شده اید).

3- تلاش نمیکنید که در شغل خود پیشرفت کنید و ارتقا یابید ( به عنوان مثال برای ارتقای شغلی تلاش نمی کنید، به محض یک بار ناکامی دست از تلاش برمی دارید، توانایی های خود را به مدیران و رؤسا نشان نمی دهید).

4- تحمل ندارید که برای دیگران کار کنید و دوست ندارید در کارهای رقابت آمیز، مشارکت کنید. از این رو زندگی شغلی شما به شکست منتهی می شود (این تله زندگی ممکن است با تله های استحقاق و اطاعت همپوشی داشته باشد).

5- شغل پیدا میکنید، اما به دلیل عادتهای شغلی دردسرساز (مثل تأخير همیشگی، تنبلی، اهمال کاری، عملکرد نامناسب و برخورد نادرست با همکاران) از کار اخراج می شوید.

6- نمی توانید در یک شغل بیش از یک مدت دوام بیاورید. دائم شغل عوض میکنید. همه کاره و هیچ کاره هستید. در دنیایی که تخصص خریدار دارد، شما متخصص همه چیز هستید، اما دریغ از یک مهارت کامل. هرگز در یک زمینه به اندازه کافی پیشرفت نکرده اید. هر شغلی را چند صباحی دنبال کرده اید و سپس در سودای وضعیت بهتر، کار قبلی را رها کرده اید.

7- شغلی را انتخاب کرده اید که دست یابی به موفقیت در آن شغل، بسیار مشکل است و نمیدانید که چه موقع باید آن شغل را رها کنید( مثل ورزش حرفه ای، موسیقی، بازیگری). این شغلها حد نهایتی برای موفقیت ندارند یا حوزه هایی هستند که مدعی زیاد دارند.

8- می ترسید در زمینه کاری خود ابتکار عمل و خلاقیت نشان بدهید. بنابراین از پذیرش مسئولیت بیشتر، طفره می روید.

9- احساس میکنید که ذاتا آدم بی استعداد و احمقی هستید و حتی اگر منصفانه قضاوت کنیم آدم موفقی هستید با این حال خودتان را بی استعداد و به درد نخور تلقی میکنید.

10- به تواناییها و مهارت هایتان ارزش قائل نمی شوید و خطاها و نقطه ضعفهای خودتان را پررنگ جلوه میدهید، اگرچه در مقایسه با افراد همسن و سال خودتان، موفق هستید، اما چنان از خودتان عبب جویی میکنید که احساس شکست، ضعف و حقارت دامن شما را رها نمیکند.

11- فردی را به عنوان همسر بر می گزینید که از شما خیلی موفق تر است با اینکه شما با این وضعیت اسفبار باز هم از او موفق تر هستید. فردی را به عنوان همسر انتخاب می کنید که مدام دل شما را خالی میکند و خطر پذیری را از شما میگیرد یا دائم در حال محافظت از شماست.

12- سعی میکنید با تمرکز بر سایر جنبه های زندگی تان (مثل خوش تیپی، جوانی، زیبایی ، جذابیت، ایثارگری) کمبودهای درونی تان را جبران کنید، اما غافل از اینکه احساس شکست دست از سر شما برنمی دارد.

 

مراحل تغيير تله زندگی شکست

١. صحت و سقم احساس شکست را بررسی کنید.

۲. با کودک درون خود ارتباط برقرار کنید که کماکان احساس شکست می کند.

٣. به کودک درون خود کمک کنید که چقدر نامنصفانه با او برخورد کرده اند.

۴. استعدادها، تواناییها و مهارت هایتان را برای دست یابی به موفقیت بشناسید.

 

اگر در مقایسه با همسن و سال های خود شکست خورده اید، این اقدامات را در پیش بگیرید.

۵. تلاش کنید الگوی تکراری شکست های خود را بشناسید.

۶. زمانی که متوجه الگوی تکرار شکست شدید، طرحی نو برای تغییر این الگو در افکنید.

۷. برای برطرف سازی تله زندگی شکست، “کارت آموزشی” یا “خلاصه ای مفید از مطالب درمان تهیه کنید. طرح تغییر را گام به گام دنبال کنید.

۸. از افرادی که دوستشان دارید در فرآیند تغییر خود، کمک بگیرید.

 

مشکلات ویژه طرح واره شکست

– بیماران در تصویرسازی ذهنی، شکست های گذشته و فعلی زندگی شان را نقد و بررسی می کنند.

– از آن جایی که این بیماران، سخت معتقدند که شکست می خورند، لذا از گام برداشتن متعهدانه در مسیر موفقیت اکراه دارند.

– شایع ترین مشکل این است که بیماران در تداوم رفتارهای مقابله ای ناسازگارشان، سماجت به خرج میدهند.

– آنها به جای تلاش درجهت تغییر طرحواره، به تسلیم شدن، اجتناب کردن و جبران افراطی ادامه می دهند.

– کار بر روی ذهنیت می تواند به بیماران درجهت توانمندسازی ذهنیت بزرگسال سالم کمک کند، کسی که می تواند و خواهان جنگیدن با طرح واره است.

– بزرگسال سالم به کودک شکست خورده کمک می کند تا با مشکلات به شیوه ای انطباقی کنار بیاید.

 

درمان طرحواره شکست

راهبردهای شناختی به این افراد کمک می‌کند تا دیدگاهشان را تغییر دهند. درمانگر با استفاده از تصویرسازی ذهنی به او کمک می‌کند موقعیت‌های دوران کودکی را که در شکل‌ گیری طرح وارۀ فرد نقش داشته، به یاد بیاورد و به‌عنوان بزرگسال سالم وارد تصویر ذهنی او شود و به کودک بی‌کفایت کمک کند.

 

درمانگر با روش‌های رفتاری به فرد کمک می‌کند تا بر اجتناب خود از عملکرد مستقل غلبه کند. همچنین، به او کمک می‌کند برای انجام کارهای روزمره، برخی از تکالیف خانگی را کم‌کم طراحی کند؛ بهتر است با آسان‌ترین تکلیف شروع کند. البته خانوادۀ فردی که تحت درمان است، نقش مهمی در ایجاد مشکل و بهبود آن دارد، آن‌ها باید سعی کنند طرح وارۀ او را تقویت نکنند؛ بلکه از ایجاد آن جلوگیری کنند.

 

اگر شخصی می‌خواهد در راستای درمان طرحواره شکست اقدام کند باید سه کار مهم در پیش بگیرد:

1- تغییر دیدگاه

2- شفای کودک درون

3- یادگیری رفتارهای جدید

 

دیدگاه خود را نسبت به شکست تغییر دهد؛ یعنی اگر در جایی شکست خورد حتی اگر ناراحت هم شد، باز هم به خود بگوید که من هنوز هم می‌توانم کارم را به روش دیگری انجام دهم. شخص باید بداند که خودش با کارش یکی نیست؛ بدین معنی که اگر کاری را نمی‌تواند خوب انجام دهد دلیل بر این نیست که خودش هم بد باشد.

 

اهداف درمان تله شکست

هدف اصلی درمان کمک به بیماران برای احساس موفقیت و موفق شدن به اندازه هم سن و سال هایشان است (البته در محدوده توانایی ها و استعداد هایشان). دوم اینکه اگر آن ها موفقیت نسبتا بالقوه ای دارند، باید موفقیت شان را درست ارزیابی کنند یا اینکه برداشت های خود را از گروه های هم سن و سالشان تغییر دهند.

 

افزایش سطح موفقیت بیماران از طریق مهارت آموزی و آموزش اعتماد به نفس. سومین مرحله مشتمل است بر پذیرش محدودیت های غیر قابل تغییر در توانایی هایشان در عین حال که احساس ارزشمندی می کنند.

 

اهداف درمان به منظور تنظیم یک طرح درمان متناسب با مشکل بررسی دلیل شکست بیمار از اهمیت زیادی برخوردار است. برخی از بیماران ممکن است درگیر اثرات منفی سایر طرحواره ها مانند نقص یا محرومیت هیجانی باشند. هدف درمانگر در کار با این بیماران جهت دهی آنها به حوزه هایی است که استعداد های طبیعی بیشتری دارند.

 

پرسشنامه طرحواره شکست

1- وقتی خودم را با همسالانم مقایسه می‌کنم، احساس می‌کنم یک شکست‌خورده‌ام.

2- احساس می‌کنم از دستیابی به آنچه دیگران می‌توانند به آن برسند، ناتوان هستم.

3- اعتماد به نفس زیادی ندارم.

4- من از جایگاه فعلی و اینکه در زندگی‌ام کجا هستم، احساس شرم می‌کنم.

5- احساس می‌کنم مهارت‌های اساسی لازم برای موفقیت در زندگی‌ام را ندارم.

6- من وظایفم را همیشه به تعویق می‌اندازم.

7- من در نهایت باید خیلی سخت‌تر از افراد دیگر کار کنم تا به نتایج مشابهی دست بیابم.

8- احساس می‌کنم در کارم یک فریبکار هستم.

9- احساس می‌کنم دیگران در اطرافم به مراتب توانایی بیشتری نسبت به من دارند.

10- من هیچ اعتقادی به توانایی خودم برای موفقیت ندارم.

 

0

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

کلینیک فرزانش

کلینیک روانشناسی فرزانش با هدف ارائه خدمات روانشناسی در دو حیطه درمان و آموزش، کار خود را آغاز نموده است. هدف ما بهبود نگرش ذهنی، بالا بردن سطح سواد عمومی و توانمند ساختن افراد از طریق آموزش تخصصی می باشد و همواره به ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده می اندیشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا