گروه درمانیمجله فرزانش

ارتباط غیر کلامی

ارتباط غیرکلامی (NVC) مخرج مشترک در زندگی اجتماعی است. تقریباً هیچ حوزه ای از تجربه اجتماعی وجود ندارد که به آن مرتبط نباشد. «NVC» به عنوان رفتار صورت، بدن یا صدا منهای محتوای زبانی، به عبارت دیگر، همه چیز به جز کلمات تعریف می شود.

 

نشانه هایی که دیده می شوند

طبقه بندی اجتماعی یکی از جنبه های اساسی شناخت انسان است. بنابراین، ارزش اطلاعاتی بالقوه نشانه‌های فرستنده مختلف، خط مهمی از تحقیقات پایه در حوزه رمزگذاری غیرکلامی است. همچنین برای حوزه‌های سنتی (مانند تشخیص‌های روانپزشکی) و نوظهور (مانند بیومتریک و تعاملات انسان و ربات) مهم است.

 

در طول تعاملات، فرستنده‌ها به طور ناخودآگاه اطلاعاتی را درباره خود رمزگذاری می‌کنند که کم و بیش ثابت هستند (مثلاً نشانگرها)، مانند هویت، جنسیت بیولوژیکی، مشکلات روانی و رشدی، و ویژگی‌های اجتماعی و شخصیتی. این نشانگرها احتمالاً در نتیجه عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، رشدی و یادگیری ظاهر می شوند. در این بخش، نشانه‌های مصور را مورد بحث قرار می‌دهیم که برای یک ادراک‌کننده بالفعل یا بالقوه قابل مشاهده است و دارای ارزش اطلاعاتی بالقوه به عنوان نشانگرهایی برای طبقه‌بندی اجتماعی هستند. ارزش بالقوه نشانه ها تاکید می شود زیرا معنای هر نشانه یا مجموعه ای از نشانه‌ها در بهترین حالت احتمالی هستند و ممکن است به مجموعه‌ای از نشانه‌های رمزگذاری‌شده دیگر، ویژگی‌های فرستنده، کیفیت‌های ادراک‌کننده و عوامل زمینه‌ای و موقعیتی، همانطور که در بالا گفته شد، وابسته باشند. این جنبه از رمزگذاری غیرکلامی در بخش با عنوان نشانه هایی که شنیده می شوند پوشش داده شده است.

 

Nonverbal communication

 

هویت فردی

هویت منحصر به فرد فرستندگان را می توان از طریق تعدادی کانال غیرکلامی، از جمله راه رفتن آنها (Takemura et al. 2018)، عنبیه چشم (Sibai et al. 2011)، و بوی بدن (Rodriguez Lujan et al. 2013) در میان گذاشت. به عنوان مثال، رودریگز لوجان و همکاران. (2013) شواهدی ارائه کرد که بوی دست ممکن است به عنوان نشانگر هویت عمل کند. با این حال، بسیاری از این تحقیقات در حوزه علوم کامپیوتر بیومتریک واقع شده است. بنابراین، قابلیت تعمیم آن به شناسایی افراد روزمره در بین انسان ها نامشخص است.

 

جنسیت و جنسیت بیولوژیکی

برخی از نشانه های رمزگذاری شده جنسیت یا جنسیت بیولوژیکی فرستنده را نشان می دهد. موتیک و همکاران (2015) متوجه نشدند که بوی زیر بغل نشانگر جنسیت فرستنده است، اما تفاوت در بیان بدن یا بی قراری، راه رفتن، نگاه کردن و صدا برای تشخیص زنان از مردان یافت شده است چهره ها، صداها و دست های زنان بیشتر از مردان گویاتر است مردان تمایل دارند پاها و پاهای ناآرام بیشتری نسبت به زنان داشته باشند. و بازوها و پاهای مردان بازتر است. در طول تعامل، زنان بیشتر از مردان به دیگران نگاه می کنند، لمس می کنند و لبخند می زنند، و همچنین به دیگران نزدیک تر می ایستند، مگر اینکه موضوع در طبیعت تهدید کننده یا بیگانه باشد. الگوهای راه رفتن مردان و زنان در بزرگسالان جوان و مسن متفاوت است که عمدتاً به دلیل تفاوت در قد متوسط ​​و شکل بدن آنها است. تعدادی تفاوت صوتی نیز وجود دارد. به عنوان مثال، مردان صدای بلندتری دارند، بیشتر از مکث ها و وقفه های پر استفاده می کنند و اختلالات گفتاری بیشتری نشان می دهند. با این حال، از نظر صدا، نشانگرهای اصلی جنسیت به نظر می رسد که تن و زیر و بم باشد. به عنوان مثال، مردان تمایل دارند که صدای کمتری نسبت به زنان داشته باشند.

 

مشکلات روانی و رشدی

اختلالات در تعدادی از کانال‌های غیرکلامی ممکن است نشانه‌ای از مشکلات سلامتی مبتنی بر فیزیولوژیک، نقص‌های رشد مبتنی بر عصبی، شرایط روان‌شناختی و تغییرات در وضعیت روانی در بین فرستندگان در چندین ربع نشان‌داده‌شده در شکل 1 باشد. بسیاری از نشانگرهای تشخیصی در ربع 1 قرار دارند. به نظر می رسد تنوع زیر و بم بیشتر دو نشانگر زیستی اوتیسم در کودکان باشد. در حالی که تنوع پایین تر ممکن است نشانگر زیستی اختلال شخصیت اسکیزوتایپی در بزرگسالان باشد. الگوهای نگاه غیر معمول، حرکات چشم، بیان صورت، حرکات دست (به عنوان مثال، تکان دادن) و فعالیت مردمک نشانگرهای بالقوه برای اضطراب، افسردگی، اوتیسم و ​​اسکیزوفرنی هستند. کودکان مبتلا به اوتیسم حالت‌های چهره خنثی‌تر، مبهم‌تر یا مکانیکی‌تر به نظر می‌رسند و در مواقعی که مضطرب هستند، حالت چهره کمتری از خود نشان می‌دهند. چنین تفاوت هایی ممکن است به دلیل نقایصی باشد که کودکان مبتلا به اوتیسم با افراد الکسی تایمیک مشترک هستند. در حال حاضر، شواهد در مورد اینکه آیا نگاه بیزاری نشانگر بالقوه اوتیسم است یا خیر، متفاوت است .سایر نشانه‌های غیرکلامی ممکن است ماهیت پویایی بیشتری داشته باشند، زیرا در پاسخ به عوامل موقعیتی خاص یا به صورت ناخودآگاه (ربع 2) یا آگاهانه (ربع 3) ارسال می‌شوند. از نظر نگاه، ویزر و همکاران. (2010) مشاهده کرد که افراد مضطرب اجتماعی کمتر (در مقایسه با افراد غیر اجتماعی مضطرب) به یک آواتار مردی که از فاصله دور با آن‌ها روبرو می‌شد در یک ساختار واقعیت مجازی، نگاه می‌کردند، الگویی که توسط افراد مضطرب اجتماعی در تعاملات بالقوه تقابلی نیز نشان داده می‌شود. با افراد واقعی اشاره کرد که به نظر می رسد بزرگسالان افسرده به طور فعال شادی احساس شده را با عضلات صورت خود سرکوب می کنند . از نظر ربع 4، فرستنده‌ها ممکن است کم و بیش آگاهانه از طریق لباس و نحوه طراحی، تزئین و استفاده از فضاهای مختلف (از جمله مجازی) که دارند، نشانه‌هایی برای مشکلات شخصیتی خود ارائه دهند اشاره کرد که لباس های زرق و برق دار یکی از ویژگی های مرتبط با افراد خودشیفته است. با توجه به استفاده از فیس بوک، افراد روان رنجور تصاویر بیشتری ارسال می کنند و آلبوم آنها حاوی تصاویر بیشتری است.

 

ارتباط-غیر-کلامی

 

ویژگی های اجتماعی و شخصیتی

فرستنده‌ها اغلب، غیرآگاهانه یا آگاهانه، ویژگی‌های اجتماعی و شخصیتی خود را از طریق تعدادی از کانال‌های غیرکلامی، از جمله چهره‌ها و ژست‌هایشان، منتقل می‌کنند. شواهد نشان می دهد که ویژگی های اجتماعی و شخصیتی افراد در چهره آنها آشکار می شود. سطوح بالاتر آندروژن ها در مردان (و زنان) نه تنها منجر به مردانگی بیشتر در ویژگی های فیزیکی آنها (به عنوان مثال، موهای بیشتر، عضلانی بیشتر)، بلکه به تمایل بیشتر برای رفتارهای خشونت آمیز به دلیل سایر اثرات آندروژن بر روی مغز در حال رشد آنها می شود.

 

از نظر ژست‌ها، مشاهده شد که فرستندگانی از پس‌زمینه‌های دارای وضعیت اجتماعی-اقتصادی بالاتر (SES) از نشانه‌های بیشتری برای عدم درگیری (doodling) در طول تعاملات دوتایی استفاده می‌کردند، در حالی که آن‌هایی که از پس‌زمینه SES پایین‌تر بودند از نشانه‌های بیشتری از درگیری (سر تکان دادن سر، خنده) استفاده می‌کردند. اینها تنها دو نمونه از بسیاری از ویژگی‌های اجتماعی و شخصیتی هستند که با مورفولوژی چهره و بیان غیرکلامی مرتبط هستند. در حالی که مطالعات مربوط به دقت قضاوت (به بخش با عنوان رمزگشایی: تجربه ارتباط غیرکلامی ادراک کننده مراجعه کنید) اهمیت نشانه های غیرکلامی را در بیان چنین ویژگی هایی تایید می کند، محققان به طور کامل این نشانه ها را مستند نکرده اند.

 

نشانه هایی که شنیده می شوند

نشانه‌های صوتی فرستنده (پارازبان) و کلمات اغلب از نظر معنی با یکدیگر موازی هستند. با این وجود، پارازبان ممکن است ابهام‌زدایی کند، واضح‌تر کند (مثلاً بالا رفتن گام در انتهای جمله برای نشان دادن یک سؤال در مقابل یک عبارت اظهاری)، یا متناقض (مثلاً کنایه) کلمات گفته شده. نشانه‌های صوتی می‌توانند اطلاعات بیشتری را منتقل کنند (مثلاً در مورد وضعیت احساسی فرستنده) یا اطلاعاتی مستقل از کلمات را به طور کلی اضافه کنند (مثلاً خندیدن بدون صحبت).

 

نشانه‌های صوتی همچنین ممکن است مکالمات را تنظیم کند، مانند درخواست نوبت، حفظ، تسلیم و انکار، و بنابراین می‌تواند در چارچوب تعامل چهره به چهره درک شود. برای نشان دادن، نشانه‌های صوتی فرستنده ممکن است نشان دهد که او می‌خواهد شخص دیگری صحبت کند (مثلاً با استفاده از صدای پایین‌تر، مکث، کشیدن، یا لحن پرسش‌آمیز در انتهای جمله یا دنباله‌های پرکننده مانند «آه» و «شما» دانستن»)

 

اینکه چگونه عوامل محرک نزدیک به دایره داخلی شکل 1 در درجه اول بر جنبه های دینامیکی کیفیت صدای فرستنده به طور کلی و زیر و بم آنها به طور خاص (تعداد چرخه های ارتعاش صوتی در هر ثانیه از تارهای صوتی، فرکانس فنی اساسی) در امتداد دو محور تأثیر می گذارد. در این بخش بررسی می شود. پویا، در این زمینه، به این معنی است که نشانه‌های رمزگذاری‌شده در پاسخ به کیفیت‌های هدف خاص و حالت‌های فرستنده خاص اتفاق می‌افتند، برخلاف اینکه به طور کلی در بسیاری از اهداف و زمینه‌ها رخ می‌دهند.

 

رابطه-غیر-کلامی-با-زبان-بدن

 

کیفیت های هدف

نشانه‌های صوتی فرستنده ممکن است آگاهانه یا غیرآگاهانه در پاسخ به موقعیتی که فرستنده در آن قرار دارد تغییر کند (مثلاً هنگام ورود به کتابخانه آرام‌تر صحبت می‌کند؛ ربع 3) و همچنین در پاسخ به سایر افراد (یعنی اهداف) که در آن هستند. آن وضعیت با فرستنده گفتار هدایت شده نوزادان و آنچه به آن الدرزپیک گفته می شود (کمپر 1994) دو نمونه از دومی را نشان می دهد که ممکن است به ترتیب در ربع 2 و 3 قرار گیرند. هنگامی که بزرگسالان و کودکان با نوزادان صحبت می کنند، تغییراتی در صدا، زیر صدا (بالاتر) و سرعت گفتار (کم تر) مشاهده شده است و همچنین تمایل دارند از جملات کوتاه تر و ساده تر، مصوت های شدیدتر و لحن های احساسی اغراق آمیز استفاده کنند.

 

اگرچه تنوع در گفتار هدایت شده نوزاد مستند شده است، اما در بسیاری از فرهنگ ها مشاهده شده است، که نشان می دهد ممکن است راه حلی تکامل یافته برای یک مشکل انطباقی باشد. ارزش اطلاعاتی گفتار هدایت شده نوزاد مورد بررسی قرار گرفته است. به عنوان مثال، متوجه شد که نوزادان پتانسیل‌های مرتبط با رویداد (ERP) بیشتری را نسبت به کلمات آشنا و ناآشنا که در گفتار هدایت‌شده نوزاد بیان می‌شوند، نسبت به کلماتی که در گفتار هدایت‌شده بزرگسالان بیان می‌کنند، نشان می‌دهند.

 

با صحبت کردن بزرگترها، فرستندگان از برخی از نشانه های صوتی مرتبط با صحبت های هدایت شده نوزاد استفاده می کنند – جملات کوتاه تر، گفتار آهسته تر، و صدای بلندتر – هنگام خطاب به سالمندان. Elderspeak می تواند به عنوان حمایت کننده تلقی شود و ممکن است تأثیر منفی بر پذیرش بیماران مسن از درمان داشته باشد. گفتار حمایتی کمتر به سمت افراد مسن با دید مثبت تر، و همچنین این باور که صحبت کردن سالمندان برای انواع خاصی از مشتریان مسن تر مناسب است، نقش احتمالی فرآیندهای آگاهانه را در تصمیم گیری برای تغییر به صحبت کردن با سالمندان نشان می دهد.

 

عوامل شناختی فرستنده تغییرات در نشانه‌های غیرکلامی فرستندگان که ماهیت کم و بیش ناخودآگاه دارند، سرنخ‌هایی از فعالیت‌های شناختی آن‌ها ارائه می‌کنند (ربع ۲). این موضوع با توجه به استفاده از حرکات در یادگیری و تولید زبان به خوبی مستند شده است. درک کننده ها ممکن است بتوانند استنباط کنند که فرستندگان به چه نوع شیء قابل دستکاری (مثلاً قیچی) با مشاهده حرکات آنها فکر می کنند، زیرا به نظر می رسد برخی از حرکات با ویژگی های معنایی کلمات مرتبط هستند. به نظر می رسد بیزاری از نگاه کردن یک استراتژی است که معمولاً توسط افراد در حال رشد و همچنین افراد مبتلا به اوتیسم و ​​سندرم ویلیامز برای کاهش بار شناختی زمانی که به سؤالات شنوندگان فکر می کنند استفاده می کنند. نمونه هایی از عوامل شناختی مبتنی بر دیستال شامل رابطه بین گشاد شدن مردمک چشم و حافظه فرستنده است. مردمک چشم فرستندگان وقتی به مواردی که قبلاً دیده‌اند (نسبت به موارد جدید) بیشتر گشاد می‌شوند، حتی زمانی که به آنها دستور داده می‌شود وانمود کنند که قبلاً مواردی را ندیده‌اند.

 

گفتار و صدای فرستنده نیز ممکن است در پاسخ به فرآیندهای فکری خودآگاه و ناخودآگاه تغییر کند. با توجه به فرآیندهای آگاهانه (ربع 3)، افراد به طور عمدی الگوهای گفتاری خود را طوری تنظیم می کنند که با آن دسته از افرادی که می خواهند بخشی از آن باشند مطابقت داشته باشد. خوانندگان برای تولید صداهای دلخواه، مانند صدای سر یا فالستو، به نشانه های آوازی خود توجه می کنند. بازیگران مرد ممکن است هنگام به تصویر کشیدن شخصیت های همجنس گرا از صدای بلندتری استفاده کنند، شاید آگاهانه صدای خود را مطابق با انتظارات کلیشه ای از مردان همجنس گرا تغییر دهند. از نظر فرآیندهای ناخودآگاه (ربع 2)، صدای فرستنده ممکن است به طور خودکار در هنگام صحبت با فرد دیگری با حالت چهره غمگین در مقابل حالت خنثی تغییر کند، به خصوص اگر آنها همدلی بیشتری را تجربه کنند.

 

زبان-بدن-و-تصورات-ذهنی

 

انگیزه

Paralanguage اطلاعاتی را در مورد انگیزه‌های فرستنده، از جمله انگیزه‌هایی که ماهیت کنترل‌کننده یا عاشقانه دارند، در اختیار درک کنندگان قرار می‌دهد. مثال‌های این بخش، فرآیندهای رمزگذاری پویا و ناخودآگاه را نشان می‌دهند (ربع 2). با بررسی ERP به نظر می رسد شنوندگان به سرعت (در عرض 200 میلی ثانیه) بین گفتار انگیزشی (مثلاً کنترل لحن) و گفتار غیر انگیزشی تمایز قائل می شوند که منجر به هماهنگی بیشتر با اولی می شود. صدای فرستنده ممکن است نشان دهنده استراتژی جفت گیری آنها و همچنین جذب یا تمایل آنها برای صمیمیت با شخص دیگری باشد. هنگام صحبت با اعضای جنس دیگر که آنها را جذاب می دانند، زنان ممکن است صدای بلندتری را اتخاذ کنند، در حالی که مردان ممکن است از آهنگ آواز خواندن استفاده کنند که به موجب آن تعادلی بین علامت دادن به مردانگی خود و نشان دادن بیش از حد آن ایجاد می کنند.

 

جفت گیری

تیپ‌های بدنی و صدای فرستنده ممکن است به طور آگاهانه اطلاعاتی را در مورد گرایش جنسی، بلوغ جنسی یا تناسب اندام آنها از منظر تکاملی به اشتراک بگذارد (ربع 1). به عنوان مثال، صدای مردان همجنس گرا بیشتر از مردان دگرجنس گرا است، اما همچنان پایین تر از زنان دگرجنس گرا است. از نظر تناسب اندام، مردانی که نسبت شانه به باسن بالاتری دارند، صدای تندی کمتری دارند که زنان آن را جذاب می‌دانند، و زنانی که نسبت کمر به باسن پایین‌تر دارند، صدای بلندتری دارند که مردان آن را جذاب می‌دانند. رویه مردانه قدرت بدن را نیز می توان به طور قابل اعتمادی از صدای آنها تشخیص داد، که نشان می دهد ویژگی های صوتی مردان حاوی اطلاعات مربوط به تناسب اندام آنها است. ارتباط در مورد تناسب اندام فرستندگان ممکن است به رقبای همجنس گسترش یابد. برای مثال، صدای عمیق‌تر در میان مردان، می‌تواند توانایی آن‌ها را برای ارعاب مردان دیگر نشان دهد. نکته مهم این است که مقادیر شدید سیگنال تناسب یا جذابیت بیشتر فرستنده را اعمال نمی کند. اگرچه مردان صدای زنانه با صدای بلندتر را ترجیح می دهند، احتمالاً به این دلیل که این صداها باروری زنان را نشان می دهد، بلندی بیش از حد برای مردان جذابیت کمتری دارد، شاید به دلیل ارتباط آن با عدم بلوغ جنسی. با این حال، عوامل پروگزیمال ممکن است غیرآگاهانه و به طور موقت گام معمولی فرستنده را تغییر دهند (ربع 2). به عنوان مثال، صدای زنان در معرض فرآیندهای هورمونی است که با چرخه قاعدگی آنها همزمان است، از جمله تغییرات در زیر و بمی صدا. این که آیا این تغییرات در گام به تشخیص باروری مربوط می شود یا خیر قابل بحث است. اگرچه مطالعات نشان داده اند که گام زنان قبل از تخمک گذاری بالاتر است، که به نظر می رسد مردان جذاب تر است، اما مشخص نیست که آیا این تغییر شاخص قابل اعتمادی برای زمان اوج باروری آنها باشد یا خیر.

 

وضعیت

صداهای فرستنده و زیر و بم های آوازی ممکن است برای طرح و مذاکره درباره روابط وضعیت در زمینه های بین فردی، از جمله در زوج های جنسیتی مختلط، در تنظیمات گروهی، و در طول تعاملات مصاحبه شونده-مصاحبه گر زمانی که شرکت کنندگان آنها که به نقش قدرتمندتری در مذاکره اختصاص داده شده بودند، تمایل داشتند از زیر و بمی بالاتر و متغیر کمتری استفاده کنند و نسبت به همتایان کم قدرت خود در بلندی صدایشان متغیرتر بودند. با این حال، در یک محیط گروهی، فرستنده‌هایی که در ابتدا از گام‌های عمیق‌تر استفاده می‌کردند، به احتمال زیاد به‌عنوان اعضای رتبه‌بندی بالاتر مرد و زن ظاهر می‌شدند که از نظر تسلط خود درک پایینی داشتند، صدای خود را در حضور یک مصاحبه‌گر مسلط بیشتر از حضور یک مصاحبه‌گر افزایش می‌دادند. مصاحبه‌گر معمولی، و تنوع زیر و بم کمتری در افرادی که تسلط خود را درک می‌کردند، مشاهده شد. این نتایج نشان می دهد که تغییرات در زیر و بمی و بلندی صدا ممکن است به عنوان سیگنال های صوتی کم و بیش ناخودآگاه از رتبه واقعی یا مطلوب فرستنده در یک محیط خاص (ربع 1 و 2) باشد.

 

حالات عاطفی و خلقی. نشانه های صوتی به حالات عاطفی فعلی فرستندگان گره خورده است. نشان داده شده است که درک کنندگان و شنوندگان موارد زیر را درک می کنند.

نشانه‌ها: صدای بلندتر و برد بلندتر، بلندی صدای بیشتر و سرعت گفتار سریع‌تر برای شادی یا شادی. صدای کمتر، کاهش بلندی صدا، سرعت کمتر و مکث های طولانی تر برای غمگینی. و زیر و بمی بالاتر، لرزش صدا، و اختلالات مختلف گفتار (مانند لکنت، صداهای نامنسجم، تکرار) برای اضطراب. با استفاده از اطلاعات مربوط به زیر و بمی صدا، سطح فشار صدا، تمر و طول مکث بین کلمات، مشاهده کرد که صحبت کردن سریعتر با صدای تیز و بلندتر با یک حالت هیجانی آشفته بدیهی است که حالت های عاطفی فرستنده ممکن است به دلیل عوامل موقعیتی به سرعت تغییر کند. اگرچه حالت‌های خلقی طولانی‌تر از حالت‌های عاطفی ماندگار هستند، اما آنها نیز کیفیت پویایی دارند. تغییرات در صدای بیماران افسرده (که از طریق تلفن تشخیص داده شد) نشان دهنده پاسخ مثبت آنها به مداخلات درمانی بود.

 

زبان-بدن

 

عوامل اجتماعی-اقتصادی، منطقه ای و فرهنگی

در هر ربع شکل 1، کیفیت صدای فرستنده ممکن است تحت تأثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی، منطقه ای و فرهنگی قرار گیرد. از نظر کیفیت های ایستا و ناخودآگاه گفتار، تفاوت هایی را در کیفیت آوازی کارگران فرانسوی کانادایی یقه آبی در مقابل یقه سفید مشاهده کردند. لهجه‌ها ممکن است نشانه‌هایی را ارائه دهند که فرستنده از کدام منطقه از همان کشور است (به عنوان مثال، جنوب و شمال فرانسه). چنین تفاوت های صوتی ممکن است به عنوان نشانگرهای بالقوه پس زمینه فرستنده عمل کند. سایر تفاوت‌ها ممکن است منعکس‌کننده پذیرش ناخودآگاه یا آگاهانه قوانین فرهنگی یا جنسیتی در طول عمر باشد (عوامل زمانی دور). به عنوان مثال، زمین زنان ژاپنی بیشتر از زنان هلندی است، شاید به دلیل فشارهای اجتماعی بیشتر برای زنانه جلوه دادن در محیط فرهنگی اولی نسبت به دومی (ربع 1 یا 4). بالا گفتن یا تاک (با استفاده از صدای بلند و لحن نامطمئن در پایان جمله، که اغلب تصور می شود منعکس کننده فردی با اعتماد به نفس کمتر یا مسلط است) به این امکان اشاره می کند که ویژگی های صوتی به عنوان نشانگرهای جنسیتی عمل می کنند که به طور فعال توسط فرستنده ها به عنوان تابعی از آن ساخته می شوند. نیروهای موقعیتی به عنوان مثال، لینمن (2012) خاطرنشان کرد که استفاده مردان و زنان از uptalk زمانی که آنها موفقیت بیشتری را در یک برنامه تلویزیونی تجربه می کردند (به عنوان مثال، پاسخ صحیح به سؤالات در مورد Jeopardy متفاوت است. به طور خاص، استفاده مردان از uptalk کاهش یافت، در حالی که استفاده زنان از uptalk افزایش یافت. این تفاوت جنسیتی ممکن است به این دلیل باشد که زنان نسبت به مردان نیاز بیشتری به عذرخواهی از دیگران برای موفقیت خود احساس می کنند ربع 3. در نهایت، از نظر کیفیت های پویاتر گفتار، همانطور که در بالا ذکر شد، فرستندگان ممکن است عمداً الگوهای گفتار خود را تغییر دهند تا با طبقه افرادی که می خواهند بخشی از آن باشند مطابقت داشته باشد (ربع 3)، یا ممکن است غیرآگاهانه باشند. لحن صدای گوینده را تقلید کنید.

 

مدل لنز Brunswik

مدل لنز Brunswik (1956) یک چارچوب نظری و روش‌شناختی رایج است که برای مطالعه NVC، به‌ویژه در رابطه با مطالعه قضاوت‌های بین‌فردی استفاده می‌شود. همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است، مدل لنز برانسویک شامل سه جزء است: (الف) ساختار اندازه گیری شده در یک فرستنده (مانند یک ویژگی شخصیتی)، (ب) NVB فرستنده در یک تعامل اجتماعی، و (ج) برداشت دریافت کننده از فرستنده در ساختار اعتبار نشانه، مسیر بین مؤلفه های اول و دوم، نشان می دهد که آیا یک NVB خاص (به عنوان مثال، تلنگر) نشانه معتبری برای ساختار اندازه گیری شده فرستنده (معیار) است یا خیر. استفاده از نشانه، مسیر بین مؤلفه های دوم و سوم، نشان می دهد که چگونه برداشت گیرنده ممکن است توسط NVB خاص بیان شده توسط فرستنده شکل بگیرد. در نهایت، دقت بین فردی (IPA)، مسیر بین مؤلفه‌های اول و سوم، نشان می‌دهد که آیا برداشت دریافت‌کننده از فرستنده در سطح آماری معنی‌داری دقیق است و تأثیر آن چقدر قوی است [برانسویک (1956) از عبارت دستاورد برای این مسیر استفاده کرد. ]. مدل لنز همچنین می‌تواند برای بررسی مسیرهای دیگر بین معیار، نشانه‌ها و پیامدها، مانند مسیر بین برون‌گرایی و دوست‌داشتنی استفاده شود.

 

چارچوب مدل لنز برانسویک برای بررسی NVC و ادراک شخص برای بسیاری از ویژگی های شخصیتی و اجتماعی استفاده شده است (به عنوان مثال، Borkenau و همکاران 2004، Naumann و قضاوت های هوش را با استفاده از چارچوب مدل لنز بررسی کردند. از فرستندگان در حال خواندن یک فیلمنامه فیلمبرداری شد. سپس ادراک‌کنندگان سطوح هوش فرستنده را از روی کلیپ‌های ویدیویی قضاوت کردند و ارزیاب‌های خارجی NVB فرستنده را کدگذاری کردند. هوش اندازه‌گیری شده با گفتن کلمات بیشتر و سریع‌تر صحبت کردن همبستگی داشت که نشان‌دهنده اعتبار نشانه است. هوش ادراک شده با گفتار توقف کمتر و کلمات بیشتر بیان شده مرتبط است، که نشان دهنده استفاده از نشانه است. در نهایت، IPA بین هوش درک شده و اندازه‌گیری شده اهداف به دست آمد (r = 0.38). مطالعه مدل لنز دیگری دقت در قضاوت درباره عزت نفس را نشان داد. در آن مطالعه، بیان غیرکلامی و گرمای صوتی هم با عزت نفس اندازه گیری شده (اعتبار نشانه) و هم با عزت نفس قضاوت شده (استفاده از نشانه) مرتبط بود.

 

تأثیر گسترده مدل لنز برانسویک در دو متا آنالیز مطالعات مدل لنز نشان داده شده است که به ترتیب شامل 29 مطالعه و 86 مقاله است. هر دو متاآنالیز تأیید کردند که ادراک‌کنندگان می‌توانند از نظر بین فردی در سطوح شانس بالاتر در طیف وسیعی از حوزه‌ها دقیق باشند، و بسیاری از نتایج را تأیید می‌کنند که بر اساس روش‌شناسی مدل لنز نیستند. برخی استدلال می کنند که مدل لنز اینطور نیست.

یک مبنای نظری برای اندازه‌گیری نشانه‌ها یا سازه‌ها ارائه می‌کند بنابراین، هر مطالعه درباره ی مدل لنز به طور بالقوه منجر به فهرستی از همبستگی‌های بین نشانه‌ها و ساختار اندازه‌گیری شده، با راهنمایی کمی در نحوه تفسیر صورت فلکی آن نشانه‌های خاص می‌شود. با این حال، مدل لنز Brunswik همچنان یک چارچوب اکتشافی ارزشمند برای بررسی NVC و ادراک اجتماعی است.

 

اندازه گیری دقت بین فردی

بسیاری از مدل‌های شناختی اجتماعی ادراک فرد که در بالا ذکر شد، به صراحت دربرگیرنده سؤال دقت در ادراک شخص هستند: آیا درک‌کننده پیام‌های فرستنده را دقیقاً رمزگشایی کرده است؟

مطالعه IPA به توانایی درک کننده در رمزگشایی دقیق حالات عاطفی فرستنده، ویژگی های شخصیتی یا سایر ویژگی های اجتماعی اشاره دارد. فهرست صفات، حالات و ویژگی های مورد مطالعه در زمینه IPA به طور بالقوه بی پایان است، اما محققان بر شناخت احساسات تمرکز کرده اند. شخصیت قضاوت کننده؛ تشخیص دروغ از حقیقت؛ و کمتر اوقات، شناسایی عضویت در گروه (مانند مذهب)، گرایش جنسی، حالات فیزیکی، آسیب شناسی روانی، وضعیت رابطه یا خویشاوندی، و تسلط یا موقعیت اجتماعی، برای نام بردن از چند مورد. اکثر مطالعات IPA شامل پارادایم های آشنایی صفر است، جایی که افراد اولین برداشت ها را از غریبه ها ایجاد می کنند. تحقیقی که در زیر توضیح داده می‌شود به قضاوت‌های عجیب‌تر مربوط می‌شود، اگرچه IPA مبتنی بر NVC به وضوح به تعاملات بین جفت‌های آشنا (مثلاً دوستان یا شرکای عاشقانه) مرتبط است و در آن اندازه‌گیری شده است.

 

Body-Language

 

اندازه گیری دقت بین فردی

معیارهای استاندارد IPA آنهایی هستند که دارای ویژگی‌های روان‌سنجی تثبیت‌شده و پایایی و روایی ثابت شده‌اند. یک آزمون استاندارد معمولی از IPA در تشخیص احساسات شامل قضاوت یک ادراک کننده در مورد عبارات احساسی گسسته فرستنده است. به عنوان مثال، شلگل و همکاران. (2014) تست تشخیص احساسات ژنو (GERT) را با استفاده از کلیپ‌های ویدیویی کوتاه (1 تا 4 ثانیه) از بازیگران که احساسات مختلف را بیان می‌کنند، توسعه داد. کلیپ‌های بازیگر منتخب از مجموعه‌ای از ویدئوها جمع‌آوری شدند و از طریق روش‌های اعتبار و اعتبار دقیق انتخاب شدند. درک کننده ها کلیپ ها را تماشا می کنند و قضاوت می کنند که کدام یک از 14 احساس مجزا در هر کدام بیان می شود. سپس این قضاوت های ادراک کننده با نیات بازیگران (معیار دقت امتیازدهی) مقایسه می شود. نمونه دیگر، آزمون آنالیز تشخیصی دقت غیرکلامی 2-صورت بزرگسالان است، که در آن، ادراک کنندگان عبارات احساسی ظاهر شده در عکس های صورت را قضاوت می کنند.

 

معیارهای استاندارد IPA فراتر از شناخت احساسات اساسی است. سایر آزمون‌های استاندارد IPA از ادراک‌کنندگان می‌خواهند تا موقعیت‌های اجتماعی مختلف و حالات عاطفی را قضاوت کنند. به عنوان مثال، در آزمون خواندن ذهن در چشم، ادراک کنندگان وضعیت عاطفی یا ذهنی یک فرد را فقط بر اساس تصاویر چشم هایی که از عکس های صورت بریده شده اند، قضاوت می کنند. این معیار به طور گسترده برای ارزیابی عملکرد اجتماعی جمعیت های مختلف، از جمله افراد مبتلا به اسکیزوفرنی یا اختلال طیف اوتیسم استفاده شده است.

 

برخلاف معیارهای استاندارد IPA، آزمون‌های غیراستاندارد IPA معمولاً برای یک مطالعه یا سازه خاص توسعه می‌یابند و ممکن است ویژگی‌های پایایی یا اعتبار مستندی نداشته باشند. به عنوان مثال، برای آزمایش اینکه آیا ادراک کنندگان می توانند بین لبخندهای خود به خود و ژست تمایز قائل شوند، از فرستندگان تحت شرایط مختلف فیلمبرداری شد و لبخند آنها توسط شرکت کنندگان درک کننده قضاوت شد (مورفی و همکاران 2010). سپس قضاوت های ادراک کنندگان در مورد توانایی IPA برای تمایز بین لبخندهای خود به خودی و ژست نمره گذاری شد. این معیار IPA برای آن مطالعه خاص توسعه یافته است و دوباره استفاده نشده است. معیارهای غیر استاندارد IPA در ادبیات فراوان است و محققان از معیارهای غیر استاندارد IPA برای ارزیابی هر چیزی از دقت در درک رابطه بین شرکای تعامل تا توانایی های ذهن خوانی استفاده کرده اند.

 

دقت همدلانه اصطلاحی است که به توانایی استنباط دقیق افکار و احساسات تجربه شده خود به خودی دیگران، معمولاً پس از برقراری ارتباط زنده با فرد مورد نظر اشاره دارد. پس از تعامل، هر یک از طرفین ویدیو را مرور می‌کنند و هر زمان که فکر یا احساس خاصی به یاد آوردند، آن را متوقف می‌کنند. یک یا هر دو از اعضای زوج ویدیو را مشاهده کنید و افکار یا احساسات شریک زندگی خود را در آن مقاطع زمانی خاص استنباط کنید. دقت عبارت است از تطابق بین آنچه که خود شریک در آن زمان تجربه کرده است و آنچه که ادراک کننده فکر می کند شریک زندگی او در آن زمان تجربه کرده است. دقت همدلانه کمتر (و همچنین عملکرد کمتر در بسیاری از معیارهای دیگر IPA) با مشکلات سازگاری اجتماعی و سلامت روان ضعیف، از جمله افسردگی (گاداسی و همکاران 2011) مرتبط است، اگرچه نویسندگان هشدار می‌دهند که تعدیل‌کننده‌های زیادی برای نتایج دقت همدلانه وجود دارد.

 

اگرچه پارادایم دقت همدلانه را می توان برای دریافت کنندگان جدید در حال تماشای یک ویدیو اعمال کرد، ویژگی بارز آن ماهیت دوتایی و in vivo آن است. بسیاری از تغییرات دیگر از روش in vivo استفاده شده است. برای مثال، رتبه‌بندی یک فرد از احساسات شریک زندگی را می‌توان با رتبه‌بندی خود شریک زندگی مقایسه کرد. هنگام در نظر گرفتن این روش، نویسندگان باید اشتباه کامل ادراک یک فرد را با بیان شخص دیگر تصدیق کنند. قضاوت دقیق در یک تعامل دوتایی نتیجه مشترکی است از میزان ادراکی که یک فرد در خواندن نشانه های دیگری دارد و تا چه حد نشانه های شخص دیگر قضاوت دقیقی را ارائه می دهد (اطلاعات خوب در مدل دقت واقعی؛ فاندر 1999). بنابراین یک نمره دوتایی است و نه امتیازی که بتوان آن را به یک فرد واحد نسبت داد. ابهام‌زدایی ارسال از دریافت امکان‌پذیر است، اما به ویژگی‌های اضافی در روش نیاز دارد، مانند تجزیه و تحلیل نوارهای ویدئویی یا طراحی دور.

 

برش های نازک

بسیاری از اقدامات IPA از یک روش برش نازک استفاده می کنند. اصطلاح برش‌های نازک به گزیده‌های کوتاهی از محرک‌های پویا، مانند یک ویدیو یا کلیپ صوتی مختصر از رفتار فرستنده اشاره دارد. گاهی اوقات به محرک های عکس، برش های نازک نیز گفته می شود. NVB بیان شده در یک بخش نازک ممکن است به طور معتبر نتایج اجتماعی را پیش‌بینی کند، به عنوان مثال، سود شرکت پیش‌بینی‌شده از رتبه‌بندی ادراک‌کنندگان از چهره مدیران اجرایی آنها. تعیین مکانیسم‌های علّی (یا غیرعلّی) در چنین مطالعات پیش‌بینی چالشی برای محققان باقی مانده است. برش‌های نازک نیز در بسیاری از معیارهای IPA استفاده می‌شوند، اغلب برای اندازه‌گیری قضاوت‌های تأثیرگذار، اما روش‌شناسی برش نازک نیز برای نشان دادن دقت در درک بسیاری از ویژگی‌های دیگر استفاده شده است. از دیدگاه روش‌شناختی، برش‌های نازک به طور قابل اعتماد مقادیر نسبی NVBهای خاص بیان شده در طول یک تعامل را نشان می‌دهند. یعنی برش هایی از یک رفتار خاص پیش بینی کننده همان رفتار در رفتار دیگر بود. در حالی که اعتبار و پایایی روش برش نازک ممکن است به رفتار و زمینه خاصی که برش از آن استخراج شده است، بستگی داشته باشد، مطالعات روش برش نازک نشان می دهد که برش های نازک ممکن است به طور قابل اعتماد و معتبر NVB های خاص را اندازه گیری کنند و طیف گسترده ای از متغیرهای نتیجه را پیش بینی کنند.

 

positive_body_language

 

ملاحظات اضافی در درک دقت بین فردی

عوامل دیگری که ممکن است بر IPA تأثیر بگذارد عبارتند از جنسیت ادراک کننده، انگیزه درک کننده و آموزش. تحقیقات به طور مداوم نشان می دهد که زنان در مجموعه ای از معیارهای IPA، با بزرگترین مجموعه تحقیقات مربوطه مربوط به قضاوت احساسات، از مردان بهتر عمل می کنند. برخی از استثناها نیز به معیار خاص یا کیفیت های مورد قضاوت بستگی دارد. تفاوت‌های جنسیتی در IPA ممکن است به دلیل فرآیندهای اجتماعی‌سازی تکاملی، انگیزشی یا جنسیتی ایجاد شود. محققان IPA همچنین اثرات افزایش یا کاهش انگیزه را بر دقت ادراک، با نتایج متناقض بررسی کرده اند. اثرات افزایش یا کاهش انگیزه بر روی IPA احتمالاً توسط عوامل بسیاری تعدیل می شود، مانند آزمون IPA خاص (از جمله دشواری آن)، عوامل رابطه، و محتوا و ظرفیت انگیزه انگیزشی.

 

همانطور که در بالا بحث شد، هر دو اثر دیستال و پروگزیمال بدون شک عمل می کنند. حتی ممکن است یک ساختار در هر دو سطح عمل کند. برای ادامه با انگیزه به عنوان مثال، انگیزه دقیق بودن در یک آزمون خاص در طول اجرای یک آزمون خاص (یک عامل زمان نزدیک) ممکن است مستقل از انگیزه مادام العمر عمل کند تا قضاوت خوبی در مورد افراد دیگر باشد. به نوبه خود، قاضی خوب بودن ممکن است از طریق تجارب مکرر گذشته در مورد توجه دقیق، بر دقت ویژگی تأثیر بگذارد.
نشانه ها، تلاش برای دریافت بازخورد در مورد قضاوت های خود، پاسخ های فرد به بازخورد و غیره. با گذشت زمان، این تجربیات ممکن است منجر به شناخت بهتر معانی نشانه ها و استراتژی های بهتر برای قضاوت شود (عوامل زمان دور). فرآیندهای انگیزشی که در یک موقعیت آزمایشی خاص عمل می کنند ممکن است بسیار متفاوت باشند: انگیزه ای که در طول آزمایش IPA فعال می شود می تواند بر توجه تأثیر بگذارد.

فرآیندها (به عنوان مثال) اما نه میزان دانش در مورد معانی نشانه های غیرکلامی. تعیین‌کننده‌های نزدیک و دور IPA می‌توانند مستقل یا حتی تعاملی باشند (به عنوان مثال، یک تأثیر نزدیک مانند انگیزه بالا در لحظه ممکن است فقط برای افرادی که قبلاً دارای ویژگی‌های بالا یا دقت مبتنی بر دانش هستند، مؤثر باشد، نسخه‌ی دست‌نوشته منتشر نشده ). تحقیقات رابطه مثبتی بین دانش در مورد نشانه‌ها و عملکرد در آزمون IPA سمعی و بصری نشان می‌دهد (آموزش ادراک کنندگان برای بهبود IPA در بین جمعیت های بالینی و غیر بالینی موثر است. تجزیه و تحلیل متا تایید کرد که ترکیبی از بازخورد و تمرین به بهبود عملکرد IPA کمک می کند. پس از آموزش با یک برنامه آموزش، تمرین و بازخورد که کمتر از یک ساعت طول می کشد، بهبودهایی در تشخیص احساسات پیدا شده است. در آن تحقیق، فواید آموزش چندین بار به طول انجامید هفته ها و همچنین در چندین آزمایش مختلف IPA تعمیم داده شد. توانایی مداخله تجربی در IPA شرکت‌کنندگان یک پیشرفت مهم در توانایی محققان برای طراحی مطالعات برای تعیین تأثیر علی IPA بر نتایج اجتماعی و شخصی است. در این بررسی، ما بیشتر همبستگی‌های IPA را در نظر می‌گیریم، اما سؤالات مهم در مورد درک میانگین سطوح IPA باقی می‌ماند. نویسندگان معمولاً گزارش می‌دهند که ادراک‌کنندگان زمانی دقیق هستند که آنچه به آن اشاره می‌کنند دقتی است که از نظر آماری بالاتر از حدس زدن یا سطح شانس است. گاهی سطوح دقت حتی زمانی که از نظر آماری معنی دار هستند به طرز چشمگیری بالا نیست (به عنوان مثال، در تشخیص دروغ؛ با این حال، حتی سطوحی که به سختی بالاتر از شانس هستند، اگر محرک ها بسیار کوتاه یا ضعیف باشند، می توانند چشمگیر باشند. علاوه بر این، روش‌های مختلف اندازه‌گیری IPA و روش‌های امتیازدهی، مشکلاتی را در مقایسه بین آزمون‌ها یا انواع دقت ایجاد می‌کنند. به عنوان مثال، وظایف قضاوت هیجانی معمولاً به عنوان درصد دقت نمره گذاری می شوند، در حالی که وظایف قضاوت شخصیت اغلب به عنوان ضرایب همبستگی امتیازدهی می شوند. علاوه بر این، اگر سطح حدس زدن در آزمون (که توسط تعداد گزینه‌های پاسخ تعیین می‌شود) از آزمونی به آزمون دیگر متفاوت باشد، حتی آزمون‌هایی که به‌عنوان درصد دقت نمره‌گذاری شده‌اند، نمی‌توانند مستقیماً مقایسه شوند. تبدیل‌های آماری مختلف امکان مقایسه بین آزمون‌ها و روش‌های امتیازدهی را فراهم می‌کنند، اما تا زمانی که چنین محاسباتی به طور گسترده مورد پذیرش قرار نگیرد، خوانندگان ممکن است تعجب کنند که چگونه نمره دقت r = 0.38 در قضاوت هوش با نمره دقت 55٪ در قضاوت توانایی رهبری مقایسه می‌شود.

 

معیارهای IPA تمایل دارند با سایر صفات اجتماعی مطلوب همبستگی داشته باشند. تجزیه و تحلیل متا متغیرهای IPA و روانی اجتماعی نشان داد که IPA بالاتر به طور معنی داری با وجدان بودن بیشتر، روان رنجوری کمتر و تحمل بیشتر در میان سایر صفات همبستگی دارد (Hall et al. 2009a). همچنین، یک متا آنالیز نشان داد که اندازه‌گیری‌های IPA خود تمایل دارند تنها در سطوح متوسط ​​با یکدیگر همبستگی داشته باشند. با توجه به این اندازه‌های اثر متوسط، سؤالاتی در مورد اینکه دقیقاً چیست وجود دارد.

در تست های IPA اندازه گیری می شود. به طور خاص، آیا IPA یکی از سازه‌های اساسی است که دقت را در قضاوت در حوزه‌های مختلف از تشخیص احساسات، ویژگی‌های شخصیتی و قضاوت‌های جهت‌گیری سیاسی متحد می‌کند؟ یا معیارهای مختلف IPA مهارت‌های متمایز را ارزیابی می‌کنند؟

تا به امروز، به نظر می‌رسد که معیارهای تشخیص هیجان ساختار نهفته منسجم‌تری را نسبت به آزمون‌های اندازه‌گیری محتوای دیگر تشکیل می‌دهند، شاید به دلیل ویژگی‌های روان‌سنجی بهتر و همگنی بیشتر محتوا در آزمون‌های سنجش ادراک هیجان باشد. علاوه بر این، در حالی که ممکن است اطلاعات زیادی در مورد سازه های مربوط به IPA داشته باشیم، هیچ سنت ثابتی برای بررسی ارزش پیش بینی IPA وجود ندارد. شواهد همبستگی حاکی از این است که این احتمال وجود دارد که IPA بر پیامدهای اجتماعی تأثیر بگذارد، اگرچه علیت هنوز مشخص نیست. سازگاری رفتاری، که توانایی انطباق رفتارهای خود با نیازها و ترجیحات یک فرد است.
شریک تعاملی، به عنوان مکانیزمی ممکن برای توضیح اینکه چرا IPA ممکن است با پیامدهای رفتاری مثبت مرتبط باشد، پیشنهاد شده است.

 

زبان-غیر-کلامی

 

جهت گیری ها و نتیجه گیری های آینده

فن آوری

فناوری همیشه برای توسعه حوزه NVC بسیار مهم بوده است. عکاسی و ضبط صوتی و تصویری دیرهنگام به محققان این امکان را می دهد که رفتار را برای تجزیه و تحلیل ثبت کنند. رفتارهایی که کدنویسی برای ناظران انسانی دشوار بوده است، اکنون می توانند با فناوری های اضافی تکمیل شوند. به عنوان مثال، ردیابی چشم برای مستندسازی بخش‌هایی از محرک‌ها یا کدام محرک‌ها استفاده می‌شود. جدیدترین مرز در فناوری اندازه گیری خودکار و به کمک رایانه است. از آنجایی که کدگذاری رفتار غیرکلامی با ناظران انسانی کار دشواری است (حتی با کارایی های ناشی از استفاده از برش های نازک)، روش های کامپیوتری اندازه گیری جذابیت زیادی دارند. با کمک رایانه، کدگذاران می توانند مشاهدات خود را با مهرهای زمانی خودکار وارد کنند، که اندازه گیری آسان فرکانس و مدت زمان را ممکن می سازد و امکان هماهنگی دقیق بین رفتارها را در طول زمان، هم در درون و هم بین تعامل کنندگان فراهم می کند. برخی از روش‌های پیچیده مانند یادگیری ماشینی هنوز به کدگذارهای انسانی یا دانش هنجاری قوی برای تعیین پارامترهای آموزشی نیاز دارند. اندازه‌گیری کاملاً خودکار ممکن است کدگذارهای انسانی را حذف کند، اما چنین ابزارهایی چالش‌های جدیدی از جمله هزینه‌های تجهیزات، استخراج بهتر برخی از انواع رفتارها نسبت به سایرین، نیاز به مشاوران متخصص، و محدودیت‌هایی در ماهیت محرک‌هایی که باید تجزیه و تحلیل شوند، ارائه می‌کنند. به عنوان مثال، زوایای دوربین یا سر، نور، نویز پس زمینه)

 

جدای از این ملاحظات عمل گرایانه، مسائل نظری نیز در انتخاب روش اندازه گیری وجود دارد. اندازه‌گیری خودکار به دلیل دقت و جزئیات آن جذابیت زیادی دارد، اما لزوماً در خدمت منافع نظری یک محقق نیست. به این دلیل که اندازه گیری یک رفتار با درک معنا یا عملکرد آن یکسان نیست. ناظران انسانی برای استنباط سطح متوسط ​​و بالا بسیار حیاتی هستند. به عنوان مثال، سیستم خودکار ممکن است حرکات پا، دست و انگشتان (فرکانس، مدت، شتاب، بیان، جهت، مکان) را کمیت کند، در حالی که یک ناظر ممکن است بی قراری (تظاهرات رفتاری در سطح میانی که پس از تماشای همه این حرکات ایجاد می شود) و ناظر دیگر را ارزیابی کند. ممکن است فریبکاری، اضطراب یا بی حوصلگی را ارزیابی کند (تصویر سطح بالایی که می تواند بر اساس استنتاج بی قراری همراه با نشانه های دیگر باشد). محققان باید تصمیم بگیرند که چه سطحی از استنتاج به بهترین وجه به اهداف تحقیقاتی آنها کمک می کند: توصیف خالص، مقداری یکپارچگی یا درجه بالایی از استنتاج. با منابع کافی می توان رفتار را در هر سه سطح اندازه گیری کرد. رابط دیگر NVC با فناوری، محاسبات عاطفی است، حوزه مربوط به سیستم‌های رایانه‌ای که می‌توانند عبارات عاطفی انسان را شناسایی و برچسب‌گذاری کنند یا به طور مؤثر آنها را شبیه‌سازی کنند، مانند آواتارها، انیمیشن‌ها و روبات‌ها. یکی از رشته‌های مرتبط این تحقیق و توسعه فناوری، متحرک سازی و تشخیص عبارات احساسی در صورت است.

 

علوم اعصاب

رفتار غیرکلامی چگونه بر مغز و سیستم عصبی محیطی منعکس و تأثیر می گذارد؟ یکی از زمینه های مطالعه مربوط به همدلی است زیرا در فعالیت عصبی، قضاوت بین فردی و NVB آشکار می شود. یکی از تحقیقات نشان می‌دهد که واکنش به نشانه‌های هیجانی دیگران می‌تواند شامل مسیرهای عصبی مختلفی باشد که نشان‌دهنده رزونانس عاطفی (آینه‌سازی) و اسناد حالات ذهنی (ذهن‌سازی) است. یکی دیگر از تحقیقات در حال توسعه در مطالعه عصب شناختی و فیزیولوژیکی است.

فرآیندهایی که بین افراد در تعامل اتفاق می افتد. درک ارتباطات متقابل بین فعالیت مغز، از جمله فعال سازی نورون های آینه ای، و تقلید یا همگامی بین فردی، سرایت عاطفی، دقت بین فردی، و سایر پدیده های بین فردی همچنان یک هدف مهم خواهد بود.

 

کلینیک فرزانش

کلینیک روانشناسی فرزانش با هدف ارائه خدمات روانشناسی در دو حیطه درمان و آموزش، کار خود را آغاز نموده است. هدف ما بهبود نگرش ذهنی، بالا بردن سطح سواد عمومی و توانمند ساختن افراد از طریق آموزش تخصصی می باشد و همواره به ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده می اندیشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا